[نقطه اول: در بیان اینکه آیا خرابی جهان در دایره امکان هست یا خیر]
گفتگو خواهیم کرد در این باره که آیا ویرانی جهان (قیامت) در دایره امکان قرار دارد یا خیر. آری، در جهان قانون تکامل جاری است. هر آنچه تابع این قانون باشد، ناگزیر وارد قانون «رشد و نمو» (نشو و نما) میشود. و هر چه داخل در این قانون گردد، یک عمر طبیعی خواهد داشت. هر آن کس که عمر طبیعی دارد، اجل فطری (زمان مرگ طبیعی) نیز خواهد داشت و هرگز نمیتواند از چنگال اجل رهایی یابد.
آری، بخش اعظمِ گونههایی (انواع) که کائنات در بر گرفته و نیز افرادی که این گونهها شامل میشوند، تابع این قوانین هستند. بنابرین، همانگونه که انسان که او را «عالم صغیر» (جهان کوچک) مینامند، راه گریزی از مرگ و ویرانی ندارد؛ جهانی نیز که «انسان کبیر» (انسان بزرگ) نامیده میشود، از مرگ نجاتی نخواهد داشت. و به همین سان، همانطور که یک درختِ این کائنات از مرگ و متلاشی شدن امان ندارد، سلسله کائنات نیز که خود «درخت خلقت» (شجره خلقت) است، از خرابی و نابودی خلاصی نخواهد داشت.
آری، حتی اگر کائنات پیش از سرآمدن عمر فطریاش، معروضِ یک تخریب بیرونی یا یک ویرانی و قیامت از سوی صانع (آفریدگار) خود نگردد، باز هم بر اساس یک محاسبه علمی و فنی، روزی برای کائنات فرا خواهد رسید که مصداق آیاتی چون: «اِذَا السَّمَٓاءُ انْشَقَّتْ» «اِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» «اِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ» خواهد شد؛ و این کائناتِ سترگ که «انسان کبیر» نام دارد، این فضای بیکران را با فریادها و نالههای سکرات مرگ خود پر خواهد کرد.
نقطه دوم: در بیان اینکه ویرانی جهان حتماً به وقوع خواهد پیوست.
آری، همه ادیان آسمانی بر سر این موضوع که جهان ویران خواهد شد، اتفاق نظر دارند. همچنین هر فطرت سالمی (فطرت سلیمه) بر مرگ جهان شهادت میدهد. و این همه دگرگونیها (تغیرات)، تحولات و دگرگشتها (انقلابها) که در کائنات به صورت روزانه، ماهانه و سالانه در سطح گونهها و افراد به چشم خویش میبینیم، نه تنها با اشارات خود، بلکه با صراحت تمام، ثابت میکنند که قیامت خواهد آمد. اگر به این اجمال و خلاصه قناعت حاصل نکردی، اندکی توضیح بیشتر دهیم:
دوست من! این کائنات که آن را «آپارتمان الهی» مینامیم، تابع چنان نظمهای والا، بلندمرتبه، عمیق و ظریفی است و به چنان پیوندهای عجیب و غریبی وابستگی دارد که اگر تنها به یک دیوار یا یک سنگ آن فرمانِ "از جای خود به در آی!" صادر شود، جهان فوراً به بیماری مرگ دچار گشته و سکرات خود را آغاز میکند؛ تصادمها میان ستارگان و جنگها میان کرات آسمانی به وقوع میپیوندد. این فضای نامتناهی، مالامال از صیحههای بسیار شدید، صاعقههای بسیار سهمگین و صداها، نداها، غرشها و طنینهای بسیار وحشتناک میگردد.
آری، مرگِ «انسان کبیر» (جهان)، مرگی کوچک نیست. هنگامی که سکرات مرگ او آغاز شود، طوفانی که از برخورد میلیاردها کره آسمانی پدید میآید، نه قابل تصور است، نه قابل توصیف و نه تماشای آن در دایره امکان میگنجد.
سرانجام با این مرگِ سهمگین، خلقت مدهوش میشود (غش میکند)، کائنات از هم باز شده و فرو میپاشد، و روغنِ آفرینش از دوغِ آن جدا میگردد (عناصر مادی و معنوی تفکیک میشوند). مایه و ماده جهنم همراه با اهل و عشیرهاش به یک سو کشیده میشود؛ و بهشت نیز با تمام لطافت، لذتها و همه عناصر زیبای خویش، جلوهگر و آشکار میگردد.
