آیا بهشت و جهنم در حال حاضر وجود دارد؟

پاسخ

پاسخ,

پاسخ: ما اهل سنت و جماعت، در حال حاضر به وجود جهنم اعتقاد داریم، اما جای دقیق آن را تعیین نمی‌کنیم.

سؤال: طبق ظاهر برخی احادیث، جهنم «تحت‌الأرض» (زیر زمین) است. و همچنین بنا بر حدیثی، حرارت آتش جهنم دویست درجه بیشتر از آتش دنیاست. توضیح این نکات چیست؟

جواب: «تحت» (زیرِ) یک کره، همان مرکز آن است. بر این اساس، زیرِ زمین همان مرکز زمین می‌باشد. همان‌طور که در نظریات علمی ثابت شده است، در مرکز زمین آتشی وجود دارد که حرارت آن به دویست هزار درجه می‌رسد؛ زیرا در هر سی و سه ذراع عمق، تقریباً یک درجه بر حرارت افزوده می‌شود. بر این پایه، تا رسیدن به مرکز، حرارتی معادل دویست هزار درجه به وجود می‌آید. مضمون حدیث مذکور با این نظریه مطابقت دارد. بنابرین می‌توان گفت: آتشی که در مرکز کره زمین با حرارت دویست هزار درجه قرار دارد، حکمِ هسته و بذر را برای جهنم دارد؛ در قیامت، پوسته خاکیِ زمین را می‌شکافد، با تمام دهشت و هولناکی‌اش بیرون می‌زند، شروع به گسترش می‌کند و جهنم با تمام تجهيزاتش پدیدار می‌گردد.

و همچنین طبق حدیثی، آتشی به نام «زمهریر» وجود دارد که با سرما می‌سوزاند. این حدیث نیز با آن نظریه مطابق است؛ زیرا آتشی که از مرکز زمین تا سطح آن درجه به درجه افزایش یا کاهش می‌یابد، شامل تمام مراتبِ آتش — از جمله زمهریر — می‌شود. همان‌طور که در علوم طبیعی ثابت شده، آتش گاهی به درجه‌ای از شدت می‌رسد که تمام حرارتِ اشیاءِ نزدیک به خود را جذب می‌کند و آن‌ها را با سرما می‌سوزاند و آب را منجمد می‌سازد.

سؤال: طبق حدیث مذکور، جهنم در مرکز زمین است؛ در حالی که زمین در مقایسه با جهنم به اندازه یک تخم‌مرغ است! آن جهنمِ به آن بزرگی چگونه در شکم زمین جای می‌گیرد؟

جواب: بله، نسبت به عالم ملک (یعنی عالم شهادت و همین عالمی که مشاهده می‌کنیم)، می‌گوییم جهنم در درون زمین است و آن را کوچک نشان می‌دهیم؛ اما نسبت به عالم آخرت، جهنم چنان عظمت و بزرگی‌ای پیدا می‌کند که هزاران زمین را در خود جای می‌دهد و باز هم سیر نمی‌شود. این عالم شهادت مانند پرده‌ای مانع از گسترش و ظهور آن شده است. بنابراین، منظور از بودنِ جهنم در درون زمین، «قلب» و «هسته» جهنم است.

و همچنین زیرِ زمین بودنِ جهنم، مستلزم این نیست که حتماً در شکم زمین یا چسبیده به آن باشد. زیرا کراتی مانند خورشید، ماه، ستارگان و زمین، همگی میوه‌های «درخت آفرینش» هستند. روشن است که بخشِ زیرینِ یک میوه، تمام فواصل میان شاخه‌ها را شامل می‌شود. بنابراین، ملک و فرمانروایی خداوند بسیار وسیع است و شاخه‌های درخت آفرینش به هر سو کشیده شده‌اند؛ جهنم به هر کجا برود، برایش جا هست!

و نیز طبق حدیثی، جهنم «مطوی» (پیچیده‌شده و فشرده) است؛ یعنی هنوز به طور کامل باز و آشکار نشده است. پس ممکن است جهنم مانند یک تخم‌مرغ در مرکز زمین موجود باشد و بعدها (در قیامت) ظهور و بروز یابد.

اشارات الاعجاز-

 

مكان جهنم طبق برخي روايات تحت الارض است؛ هم‌چنان كه در جاهاي ديگر بيان كرده‌ايم كره زمين با حركت سالانه‌اش در حال ترسيم دايره‌يي پيرامون يك ميدان است كه در آينده محل حشر خواهد بود، يعني جهنم زير همان مدار سالانه زمين قرار دارد. اين‌كه ديده نمي‌شود و احساس نمي‌گردد بدان دليل است كه از آتشي بي‌نور بوده، و در پرده است. در مسير طولاني‌اي كه كره زمين گردش مي‌كند مخلوقات فراواني هستند كه به دليل بي‌نور بودن ديده نمي‌شوند؛ هم‌چنان كه ماه با از دست دادن روشنايي، وجود خود را از دست مي‌دهد، كرات و مخلوقات بي‌نور زيادي وجود دارند كه در مقابل چشمان ما هستند اما ما آن‌ها را نمي‌توانيم ‌بينيم.

   دو جهنم وجود دارد: يكي صغرا و ديگري كبرا. جهنم صغرا در آتيه تبديل به جهنم كبرا مي‌شود و هم‌چنان كه در حكم هسته آن است منزلي از منازلش خواهد شد. جهنم صغرا زير زمين يعني در مركز آن است. زير كره، مركز آن است. طبق دانش طبقات زمين مشخص است كه غالباً در هر سي و سه متر حفر، دما يك درجه بيش‌تر مي‌شود. پس چون تا مركز زمين، يعني نصف قطر زمين، شش هزار و اندي كليومتر است مي‌توان گفت دماي آن‌جا دويست هزار درجه يعني دويست بار گرم‌تر از آتش دنيوي‌ست و اين با حديث روايت شده تطابق دارد. جهنم صغرا وظايف متعدد جهنم كبرا را در دنيا و عالم برزخ انجام داده و در احاديث بدان اشاره شده است؛ هم‌چنان كه كره زمين در عالم آخرت ساكنانش را در ميدان حشر ـ كه در مدار سالانه‌اش هست ـ قرار مي‌دهد، جهنم صغراي درونش را نيز به امر الهي تسليم جهنم كبرا مي‌كند. اين‌كه برخي از امامان اهل اعتزال گفته‌اند:"جهنم بعداً آفريده مي‌شود"، به دليل عدم انبساط كامل آن در حال حاضر و عدم انكشاف مناسب براي ساكنانش مي‌باشد كه غلط و كم خردي‌ست. نيز براي ديدن و نشان دادن منازل عالم آخرت كه در پرده غيب قرار دارند يا بايد عالم هستي را به اندازه دو ولايت كوچك نماييم يا اين‌كه چشمان‌مان را به اندازه ستارگان بزرگ كنيم تا بتوانيم مكان‌شان را ببينيم و محل‌شان را تعيين نماييم.

‌ـ﴿وَ الْعِلْمُ عِندَ الله‌ـ﴾

منازل عالم آخرت را با چشم دنيوي نمي‌توان ديد، ليكن با اشارات برخي روايات، جهنم آخرت با دنياي ما مناسبت دارد. به شدت گرماي تابستان

‌ـ﴿مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ‌ـ﴾

گفته شده است. پس با اين چشم عقل جزيي دنيوي و ناتوان نمي‌توان آن جهنم بزرگ را ديد. البته با نورانيت اسم حكيم مي‌توانيم نگاه كنيم و ببينيم جهنم كبرايي كه تحت مدار سالانه زمين قرار دارد گويي با دادن وكالت به جهنم صغرايي كه در مركز زمين است برخي از وظايفش را توسط آن انجام مي‌دهد. مُلك قدير ذوالجلال بسيار گسترده است. هر جا را كه حكمت الهي مشخص كرده باشد ظرفيت جهنم كبرا را خواهد داشت.

   آري، قدير ذوالجلال و حكيم ذوالكمالي كه مالك امر

‌ـ﴿كُنْ فَيَكُون‌ـ﴾

است ماه را در برابر چشمان ما در كمال حكمت و نظم به زمين وابسته كرده است؛ با عظمت قدرت و نظم، زمين را با خورشيد مرتبط نموده است؛ و بر اساس يك احتمال، خورشيد را با سياراتش با سرعتي قريب به سرعت سالانه زمين با حشمت ربوبي خويش به سوي شمس الشموس به حركت در آورده و ستارگان را نيز مانند چراغ‌هاي برقي دوار شاهدان نوراني سلطنت ربوبي خويش قرار داده و به اين ترتيب سلطنت ربوبي و عظمت قدرت خود را ظاهر نموده است؛ از كمال حكمت و عظمت قدرت و سلطنت ربوبيِ چنين ذات ذوالجلالي دور نيست كه جهنم كبرا را كوره‌ي كارخانه چراغ‌هاي برقي قرار داده و ستارگان آسمان را ـ كه رو به آخرت دارند ـ با آن‌ شعله‌ور كند و به آن‌ها حرارت و قدرت دهد، يعني از بهشت كه عالم نور است ستارگان را روشنايي دهد و از جهنم آتش و گرما بفرستد و در عين حال بخشي از آن جهنم را مسكن و محبس بعضي از اهل عذاب كند؛ هم‌چنين فاطر حكيمي كه درخت بزرگي به اندازه كوه را در دانه‌يي به قدر يك ناخن نگهداري مي كند؛ البته از قدرت و حكمت چنان ذات ذوالجلال دور نيست كه جهنم كبرا را در دانه جهنم صغراي موجود در قلب كره زمين نگاه دارد.

   نتيجه: بهشت و جهنم دو ميوه شاخه‌يي واحد از شجره خلقت هستند شاخه‌يي كه خميده به سوي ابديت روان مي‌باشد. جاي ميوه نيز در منتهي ‌اليه شاخه است؛ هم‌چنين بهشت و جهنم نتيجه سلسله‌ي كائنات‌اند. جايگاه نتايج نيز در دو سوي سلسله قرار دارد. پست و ثقيلش در سوي پايين و نوراني و عُلوي آن در سوي بالاست. نيز دو مخزن براي سيل حوادث و محصولات معنوي ارضي هستند. مكان مخزن هم نسبت به نوع محصولات تعيين مي‌شود بد آن زير و خوبش در بالاست. به همين ترتيب دو حوض هستند براي موجودات سيال و موّاجي كه به سوي ابديت در جريان‌اند. محل حوض نيز جايي‌ست كه سيل متوقف شده، و در آن جمع مي‌شود. يعني آلودگي‌ها و كثافاتش در اسفل و زلالي و پاكيزگي‌هايش در اعلي‌ست. بهشت و جهنم در عين حال تجلّي‌گاهِ لطف و قهر، و رحمت و عظمت مي‌باشند. محل تجلّي‌گاه نيز هر جايي مي‌تواند باشد. رحمان ذوالجمال و قهار ذوالجلال هر جا كه بخواهد مي‌تواند تجلّي‌گاه خود را بگستراند.

بیداری اسلام

نویسنده:
بیداری اسلام
Subject Categories:
Read 3 times
In order to make a comment, please login or register
سؤالات مشابه