عذاب جهنم به چه صورت است؟ مادی یا معنوی؟
پاسخ,
سادساً: اما لباس بهشتيان و جهنميان؛ طبق قاعدهيي در كلام "بيست و هشتم" گفتيم حوريان هفتاد حله بر تن مي كنند؛ اين امر در اينجا نيز معتبر است. با اين توضيح كه فرد بهشتي، هميشه آرزومند است از هر نوعِ بهشت در هر زماني بهره مند شود. محاسن بهشت انواع مختلف و فراوان دارد. او همواره با همهي نوع هاي بهشت مباشرت مي كند و نمونه محاسن بهشت را در مقياسي كوچك بر خود و حوريان ميپوشاند. او و حوريانش حكم بهشت كوچكي را خواهند داشت؛ همچنان كه يك انسان نمونهيي از انواع گلهاي موجود در يك كشور را در باغچهاش نگهداري ميكند، يا يك مغازهدار نمونههاي موجود در كليت مالاش را در ليستي جمع ميكند يا انسان از نمونه همه مخلوقاتي كه در تصرف دارد و بر آنها حكم ميكند و با آنها مناسبتي دارد براي لباس و لوازم خانهاش استفاده ميكند، انساني هم كه اهل بهشت است مخصوصاً اگر با همه حواس و جوارح معنوي خود بندگي كرده و شايستگي برخورداري از لذايذ بهشت را كسب كرده باشد خود و حوريانش از سوي رحمت الهي به نحوي لباس بر تن خواهند كرد كه محاسني از هر نوع بهشت را ببينند و هر حسي در آنها اشباع شود و هر عضوي در آنها نوازش گردد و هر لطيفهيي در وجودشان به ذوق آيد. دليل اينكه حلههاي متعدد مذكور همه از يك جنس و نوع نيستند اين حديث است كه "حوريان با اين كه هفتاد حله بر تن ميكنند اما مغز استخوان ساقهايشان ديده ميشود و پوشيده نيست." معلوم ميشود از ظاهرترين حله تا پنهانترين آن داراي محاسن مختلفاند و به طرز جداگانهيي حسيات و حواس را به ذوق ميآورند و راضي و خشنود ميكنند. اهل جهنم نيز همانطور كه در دنيا با چشم و گوش و قلب و دست و عقل و همه جوارح خود گناه كرده اند، با حكمت و عدالت منافاتي نخواهد داشت كه در جهنم لباسهايي بر تن كنند كه از پارچههايي با جنسهاي مختلف تهيه شده و حكم جهنم كوچكي را داشته و مناسب جوارحاش باعث درد و عذاب آنها شود.
مکتوبات - 494
از همين روست كه كائنات در برابر اهل شرك و كفر خشمگين ميشود و زمين و آسمانها عصباني ميشوند و همه عناصر براي محو و نابودي آنها دست به دست هم ميدهند و اهل شرك را مانند قوم نوح ـ(عـ) و عاد و ثمود و فرعون غرق ميكنند و از بين ميبرند. براساس سرّ آيهي
ـ﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِـ﴾ ـ(ملك:٨ـ)
جهنم نيز بر اهل شرك و كفر چنان سوزان شده و خشم ميگيرد كه به مرحله متلاشي شدن ميرسد. آري، شرك در مقابله با كائنات، تحقيري بزرگ و تجاوزي عظيم است و با انكار وظايف قدسي كائنات و حكمتهاي خلقت، شرف كائنات و مخلوقات را از بين ميبرد، براي نمونه، از هزارها مثال موجود فقط به يك مثال به شرح زير اشاره خواهيم كرد:
مثلاً كائنات بهواسطه سرّ وحدت مانند چنان فرشته جسماني و تنومندي ميگردد كه به تعداد انواع موجودات داراي صدها هزار سر ميشود و در هر سر به تعداد افراد آن نوع صدها هزار دهان و در هر دهان به تعداد اعضا و جوارح و سلولهاي آن فرد صدها هزار زبان خواهد داشت و با آنها صانع خويش را تقديس خواهد نمود و چون اسرافيل، عجايب المخلوقاتي كه در عبوديت صاحب مقاميعلويست، تسبيح خواهد گفت. با سرّ توحيد عالم را مزرعهيي ميبينيم كه براي عوالم و منازل آخرت، محصولات فراواني بار ميآورد و همچون كارخانهيي با اعمال بشري چيزهايي را براي طبقات آن دار سعادت تدارك ميبيند؛ مخصوصاً براي نشان دادن مناظر سرمدي اخذ شده از دنيا به اهل تماشا كه در جنت اعلي بسر ميبرند مانند مجموعهيي از صدها هزار دوربين فيلمبرداري خواهد شد كه پيوسته در حال كار ميباشد. اما شرك، اين فرشتهي عجيبِ كاملاً مطيعِ زنده و جسماني را به موجودي جامد، بيروح، فاني و بيمسئوليتِ هالك تبديل ميكند؛ و به صورت مجموعهيي واهي و پريشان ـ كه تحت تأثير هرج و مرج حوادث بيمعناست ـ در ميآورد، مجموعهيي كه در درون توفان ظلمات عدم در حال غلتيدن است. كارخانهيي را كه به طرز عجيبي با نظم و ترتيب كار ميكند و داراي منافع است، به چيزي بينتيجه، مُعطل، بيثمر و بينظم و ترتيب و بازيچه تصادفات فاقد شعور و محل بازي قدرتي كور و طبيعتي كر و ماتمكده تمام ذيشعوران و مذبح و محزونكده همه ذيحياتان مبدل ميكند.
براساس سرّ ـ﴿اِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌـ﴾ در مييابيم شركي كه گناه واحديست تا چه حد ميتواند مدار جنايات بزرگ گردد. جناياتي كه فرد را در جهنم مستحق عذاب بيحد و حصر ميكند. به هر حال... چون توضيحات و حجتهاي ثمره دوم در سراج النور مكرر بيان گرديده است، آن داستان مفصل را خلاصه كرديم.
شعاعها - 26
حقیقت هشتم
باب وعد و وعید
و تجلّی اسم "جمیل و جلیل" است
آیا امکان دارد آفریدگار این مصنوعات که علیم مطلق و قدیر مطلق است به وعده و وعیدِ مکرّرش که همهٔ انبیاء با تواتر از آن خبر داده و همهٔ صدیقان و اولیاء بالاجماع به آن گواهی داده اند، وفا نکند و به جا نیاورد و بدین گونه -العیاذ بالله- عجز و جهل نشان دهد. حال آن که اموری که به آن وعده و یا وعید داده است، در برابر قدرتش سخت و دشوار نیست، بلکه بسیار ساده و آسان است، به آسانی باز گرداندن موجودات بی حساب بهار گذشته با عین شان ـ﴿ـ(٭ـ):مانند ریشه های درختان و نباتات. مؤلفـ﴾ ویا با مثل شان ـ﴿ـ(٭ـ):مانند برگها و میوه ها. مؤلفـ﴾ در بهار آینده.
وفا نمودن به وعده، هم به ما، و هم به هرچیز و هم به سلطنت ربوبیتش امری ضروری است؛ اما وعده خلافی هم با عزّت و قدرتش در تضاد قرار دارد و هم منافی احاطهٔ علم اوست. زیرا وعده خلافی یا از جهل و یا از عجز به میان می آید.
پس ای منکر! آیا می دانی که با کفر و انکارت چه جنایت احمقانه ای را مرتکب می شوی! تو، وهم دروغگو، عقل هذیان سرا و نفس فریبنده ات را تصدیق نموده و به تکذیب ذاتی مبادرت می ورزی که به هیچ وجه مجبور به خلف و خلاف نیست و وعده خلافی به هیچ وجه به عزّت و عظمتش نمی زیبد و همهٔ اشیاء و کارهای مشهود به صدق و حقانیّتش شهادت می دهد. تو به رغم آن که بسیار کوچک هستی اما جنایت بسیار بزرگی را مرتکب می شوی! از این رو، مستحق جزای ابدی بسیار بزرگی خواهی شد؛ جهت ارائه مقیاسی به بزرگی جنایتی که کافر مرتکب می شود، روایت شده است که یک دندان برخی از اهل جهنم، به قدر کوه است. مثال تو به مسافری می ماند که چشمانش را از نور خورشید می بندد و از خیالی که در عقلش قرار دارد پیروی می کند، سپس می خواهد راهش را با نور ناچیز عقلش که همچون کرم شب تاب است تنویر نماید! وقتی پروردگار وعده داده است و این موجودات هم کلماتِ صادق و حق گوی اویند، و این حوادث هستی هم آیاتِ ناطق و راستگوی او هستند، پس او حتماً به وعده اش وفا خواهد کرد، و دادگاه بزرگی را خواهد گشود، و سعادت عظیمی را خواهد بخشید.
گفتارها - 105
بیداری اسلام
