آیا دوباره زنده شدن امکان دارد؟ آیا با علم در تضاد است؟

پاسخ

پاسخ,

مسئله سوم:‌

   دوباره زنده شدن عالمی که خواهد مرد، امری است ممکن؛ چون همانگونه که در اساس دوم ثابت شد، هیچ عیب و نقصی در قدرت الهی وجود ندارد و انگیزه و مقتضی آخرت هم بسیار نیرومند است و خود این مسئله هم از ممکنات است. اگر مسئله ممکنی مقتضِی نیرومندی داشته باشد و در قدرت فاعل هم عیب و نقصی نباشد، به چنین مسئله ای نه با دید ممکن، بلکه به عنوان امری واقع نگریسته می شود.    یک نکته رمزی‌

   وقتی با دقت به این هستی بنگریم، می بینیم که دو عنصر در آن وجود دارد که به هر سو امتداد یافته و ریشه دوانده است؛ این دو عنصر عبارت است از: خیر و شر، زیبا و زشت، نفع و ضرر، کمال و نقصان، روشنی و تاریکی، هدایت و گمراهی، ایمان و کفر، اطاعت و عصیان و خوف و محبت. این اضداد با آثار و نتایج شان همواره با یکدیگر در تصادم اند و تغییرات و دگرگونی هایی به بار می آورند و برای عالمی دیگر آماده می شوند. پس ضرورتاً نتایج و ره آوردهای این دو عنصر متضاد، به سوی ابد خواهند رفت و در آنجا از یکدیگر جدا و آنگاه به شکل بهشت و دوزخ آشکار خواهند شد. وقتی قرار است عالم بقا از عالم فنا ساخته شود، پس حتماً عناصرِ اساسی عالم ما به سوی بقا و ابد فرستاده خواهند شد.

   آری، بهشت و دوزخ دو میوه اند از شاخهٔ‌ درخت آفرینش که این شاخه به سوی ابد امتداد یافته است و عبارت اند از: دو نتیجه این سلسلهٔ‌ کائنات، و دو مخزنند برای سیلاب شئونات الهی و دو حوضِ امواج متلاطم موجوداتی هستند که این موجودات به سوی ابد جاری اند و دو تجلّی لطف و قهر اند.

   پس هنگامیکه دست قدرت با حرکت شدیدی کائنات را تکان دهد، این دو حوض با مواد و عناصر مناسبی پر خواهند شد.

   توضیح این نکته رمزی‌

   حکیم ازلی به مقتضای حکمت ازلی و عنایت سرمدی اش، این دنیا را آفریده است تا محلّی برای آزمایش و میدانی برای امتحان و آیینه ای برای اسماء حسنی و صفحه ای برای قلمِ قدرت و قَدَر او باشد.

   و آزمایش و امتحان سبب نشو و نما است و نشو و نما سبب رشد و انکشاف استعدادها است و این انکشاف سبب برملا شدن قابلیت ها است و برملا شدن این قابلیت ها هم سبب ظهور حقایق نسبی است و ظهور حقایق نسبی هم سبب می شود تا تجلیات اسماء حسنیِ صانع ذوالجلال، نقش و نگارهایش را نشان دهد و کائنات را به صورت مکتوبات صمدانی در آورد. در نتیجه همین حکمت و امتحان و رازِ تکلیف است که جواهر الماس گونهٔ‌ ارواح عالیه از ماده های زغال گونهٔ‌ ارواح سافله تصفیه می یابند و جدا می شوند.

   آفریدگار حکیم بخاطر همین اسرار مذکور و بسیاری از حکمت های دقیق و عالی ای که ما نمی شناسیم، هستی را با این صورتش آفریده و تغییر و تحول آن را نیز بخاطر همان حکمت ها و اسباب، اراده کرد و بخاطر تحول و تغییر، اضداد را با حکمت خاصی با یکدیگر آمیخت و در برابر هم قرار داد. ضررها را با منفعت ها ترکیب و شرها را در خیر ها داخل کرد و زشتی ها را با زیبایی ها گردهم آورد و بدین ترتیب دست قدرت الهی، اضداد را با یکدیگر عجین ساخت و این کائنات را تابع قانون تبدل و تغییر و پیرو دستور تحول و تکامل کرد.

   و آنگاه که مجلس امتحان پایان یافت، و زمان آزمایش به سر رسید، و اسماء حسنی حکم شان را اجرا کردند و قلم قدرت نوشته هایش را به آخر رساند و قدرت، نقش و نگارهای صنعتش را تکمیل کرد و موجودات وظایف شان را انجام دادند و مخلوقات، خدمات شان را به اتمام رساندند و هرچیز معنی اش را بازگو کرد و دنیا نهال های آخرت را بارور ساخت و زمین تمام معجزات قدرت و خوارق صنعت صانع قدیر را نشان داد و این عالم فانی، تابلوهایی را که تشکیل دهندهٔ‌ منظره های جاویدان هستند بر ریسمان زمان آویخت.. آنگاه حکمت سرمدی و عنایت ازلیِ آن صانع ذوالجلال مقتضی است که نتایج این امتحان و آزمایش و حقیقت های تجلیات آن اسماء حسنی، و حقیقت نوشته های قلم قَدَر و اصلِ نقش و نگارهای نمونه ای صنعت و فایده ها و اهداف وظایف موجودات و پاداش های خدمات مخلوقات و حقایق معناهای کلماتی که کتاب هستی بازگو می کند، آشکار گردد و خواست تا بذر استعدادهای فطری شگفته شود و درهای دادگاه بزرگ گشوده شود و مناظر مثالی و نمونهٔ‌ گرفته شده از دنیا در معرض دید قرار گیرد، و پرده های اسباب ظاهری پاره شود، و هرچیز مستقیماً به خالق ذوالجلالش تسلیم گردد.

پس هرگاه بخاطر اقتضای این حقیقت ها و برای نجات کائنات از دغدغه تغیّر و فنا و تحول و زوال و ابدی ساختن آن، خواست تا این اضداد را تصفیه کند و اسباب تغیّر و مادّه های اختلاف را از هم جدا سازد، بدون شک قیامت را برپا خواهد ساخت و بخاطر نتایج مذکور تصفیه خواهد کرد؛ پس در نتیجه همین تصفیه، دوزخ صورت ابدی و وحشتناک به خود گرفته و مظهر تهدید ‌ـ﴿وَامْتَازُوا الْيَوْمَ اَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ‌ـ﴾ ‌ـ(يس: ٥٩‌ـ) قرار خواهد گرفت و بهشت صورت ابدی و شکوهمندی به خود گرفته و اهل و اصحابش با خطاب ‌ـ﴿سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِد۪ينَ‌ـ﴾ ‌ـ(الزمر: ٧٣‌ـ) پذیرایی خواهند شد.

   چنانکه در سوالِ دومِ مقام اول "گفتار بیست و هشتم" به اثبات رسید، آفریدگار حکیم و ازلی با قدرت کامل به ساکنین این دو سرای، وجودی ابدی و ثابت می دهد که به هیچ وجه در معرض انحلال و تغیّر و پیری و انقراض قرار نمی گیرد؛ زیرا اسباب تغیّر که سبب انقراض می شود دیگر وجود ندارد.

گفتارها - 238

ثباتِ آن با دلیل عقلی، در بحثِ آیه کریمه «وَبِالْاٰخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» (و آنان به آخرت یقین دارند) بیان شده است.

خلاصه آن: نظم، رحمت و نعمتی که در وجودِ آن‌ها هیچ شک و شبهه‌ای نیست، تنها و تنها با آمدنِ حشر (رستاخیز) و تحقّقِ حیاتی دیگر می‌توانند نظم، رحمت و نعمت باشند. اگر حشر نیاید و زندگیِ دیگری تحقّق نیابد، لازم می‌آید که این‌ها را از «اسماءِ اضداد» (چیزهایی که نامشان ضدّ حقیقتِ آن‌هاست) به شمار آوریم!

دلیل نقلی نیز: قرآنِ معجزه‌بیان و تمام پیامبران، بر آمدن و وقوعِ حشر اتفاق نظر دارند.

دلایل عقلی و نقلیِ دیگر: در تفسیر فخرالدین رازی، آیاتی که بیانگرِ این‌گونه دلایل هستند ذکر شده است. خلاصه آنکه، به‌ویژه انسانی که در حشرهای مداوم و همیشگیِ موجود در میان حیوانات و گیاهان دقت و تأمل کند، با نشانه و قرائن پراکنده‌ای که به دست می‌آورد، با حدس — یعنی با انتقالی سریع و آنیِ ذهن — به وقوعِ حشر حکم خواهد کرد.

اشارات الاعجاز-

بیداری اسلام

نویسنده:
بیداری اسلام
Subject Categories:
Read 4 times
In order to make a comment, please login or register
سؤالات مشابه