آیا عذاب ابدی عادلانه است
پاسخ,
نه تنها وجود جهنم و عذاب شديدش با رحمت بيحد و حصر، عدالت حقيقي و حكمت متوازن و معتدل ضديتي ندارد، بلكه رحمت و عدالت و حكمت، اقتضاي وجود جهنم را دارند. در دايره عدالت، مجازات ظالمي كه حقوق هزاران بيگناه را زير پا ميگذارد، يا كشتن جانوري كه صدها حيوان مظلوم را دريده است، رحمتي بر مظلومان به شمار ميرود. بخشيدن آن ظالم يا رها كردن آن جانور، لطفي بيمورد و در حقيقت ظلم و نامهرباني در حق آن بيچارگان است. به همين ترتيب كافر مطلق، كه اهل جهنم است، هم با كفر و انكار خويش به حقوق اسماي الهي تجاوز ميكند و هم با تكذيبِ شهادت موجوداتي كه بر اسماي حق گواهي ميدهند به حقوقشان تجاوز ميكند، و با انكار وظايف متعالي و تسبيحوار مخلوقات در برابر اسماي الهي، حقوقشان را ناديده ميگيرد و با تكذيبِ مقابله و آيينهداري عابدانه آنها در برابر ظهور ربوبيت الهي ـ كه غايت خلقت جهان و يكي از دلايل وجود و بقاي آن است ـ مرتكب نوعي تجاوز ميگردد؛ اين امر چنان جنايت و ظلم عظيميست كه به هيچ وجه قابل عفو و بخشش نيست، و شامل تهديد آيهي
ـ﴿اِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِـ﴾
ـ(نساء: ٤٨ـ)
ميگردد. نبردن او به جهنم، در واقع مرحمتي بيمورد است و نسبت به مدعيان بيشماري كه به حقوقشان تعرض شده، نامهربانيِ بيپاياني محسوب ميشود. همانگونه كه مدعيان مذكور خواهان وجود جهنم هستند، به يقين عزت جلال و عظمت كمال نيز جهنم را طلب ميكنند.
آري، اگر يك عاصي لاابالي و كسي كه به حقوق رعيت تجاوز ميكند به حاكم صاحب عزتي بگويد: "قادر نيستي مرا دستگير و زنداني كني" و به اين صورت عزت او را ناديده بگيرد، قطعاً اگر در شهر زنداني هم نباشد، براي آن بيادب محبسي ميسازد و او را زنداني ميكند. به همين ترتيب، كافر مطلق با كفر خود، عزت جلال حق را به شدت ناديده ميگيرد و با انكار، عظمت قدرتاش را زير سؤال ميبرد و با تجاوز خويش، با كمال ربوبيتاش ضديت ميكند، البته حتي اگر اسباب موجبه و حكمتهاي وجودي جهنم ـ كه به موجب وظايف گوناگونِ آن مطرح است ـ نبود، آفريدن يك جهنم و انداختن چنين كافراني به درون آن، با شأن آن عزت و جلال تقابلي نداشت.
ماهيت كفر نيز نشان از جهنم دارد؛ آري، اگر ماهيت ايمان تجسم يابد با لذايذش ميتواند صورت بهشتي خصوصي را بگيرد و از اين منظر، از بهشت خبرهاي نهان دهد. به همين ترتيب چنان كه در رساله نور با دلايل متعدد ثابت نموده و در مسائل مطرح شده نيز اشاره كردهايم، كفر و مخصوصاً كفر مطلق، نفاق و ارتداد چنان داراي آلام وحشتناك و ظلماني و عذابي معنوي هستند كه اگر تجسم يابند براي فرد مرتد، جهنمي خصوصي خواهند شد و بدين لحاظ از جهنم بزرگ خبر نهان ميدهند. حقايق اين جهان كه به مثابه نهالستانيست، در آخرت سنبلههايي خواهد داد، لذا اين هسته زهرآلود، كه بر آن درخت زقوم اشاره دارد، ميگويد: "من مايهيي از آنم و ميوه من نمونهيي خاص از آن درخت زقوم براي بدبختيست كه مرا در قلب خود حمل ميكند".
مادام كه كفر تجاوزيست به حقوق لايتناهي، بيشك جنايتي بيمنتها به شمار ميرود، و فرد را مستحق عذابي بيمنتها نيز ميكند. و مادام قتلي كه در يك دقيقه صورت ميگيرد موجب پانزده سال ـ(قريب هشت ميليون دقيقهـ) حبس و تحمل همين مدت عذاب ميشود و از نظر عدالت بشري نيز امر پذيرفته شده و مطابق مصلحت و حقوق عموميست، پس ترديدي نيست كه يك كفر معادل هزار قتل ميشود، و ميتوان گفت يك دقيقه كفر مطلق، قريب هشت ميليارد دقيقه عذاب در پي خواهد داشت و اين با موازين عدالت موافقت دارد. كسي كه عمر خود را در كفر سپري كند مستحق حدود دو ترليون و هشتصد و هشتاد ميليارد دقيقه عذاب ميگردد و مظهر راز ـ﴿خَالِدِينَ فِيهَا اَبَدًاـ﴾ ميشود.
شعاعها - 272
آري، آميختگي و تقابل خير و شر، لذت و درد، نور و ظلمت، حرارت و برودت، زيبايي و زشتي و هدايت و گمراهي در اين كائنات، به خاطر حكمت بسيار بزرگيست؛ زيرا اگر شر نباشد خير شناخته نميشود؛ درد و الم نباشد لذت درك نخواهد شد؛ نور بيظلمت اهميتي نخواهد داشت؛ درجات حرارت و گرما براساس سردي محقق ميگردد؛ با زشتي، يك حقيقت زيبايي، تبديل به هزار حقيقت شده و هزاران مرتبه از زيبايي وجود مييابد؛ بدون جهنم، بسياري از لذات بهشت پنهان ميماند؛ بر همين قياس ميتوان گفت كه هر چيز از جهتي با ضد خود شناخته ميشود، لذا حقيقتي واحد ميشكفد و حقايق فراواني را پديد ميآورد.
مادام كه اين موجوداتِ در هم آميخته، از دار فاني عازم دار بقا هستند، شكي نيست به همان صورت كه چيزهايي چون خير و لذت و نور و زيبايي و ايمان رو به سوي بهشت دارند، موارد مضري چون شرّ و الم و ظلمت و زشتي و كفر نيز به جهنم ميريزند، و سيلابهاي همواره خروشان كائنات وارد اين دو حوض ميشوند و ميايستند.
شعاعها - 273
بیداری اسلام
